X
تبلیغات
دل نوشته ها - بنی امیه، بنی عباس، بنی هاشم و این روزها

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

فرهنگی، اجتماعی، سیاسی

جمعه سی ام دی 1390
م : ن : علی محمدی

بنی امیه، بنی عباس، بنی هاشم و این روزها



هنگامی که نهضت اسلام در مکه آغاز گردید بنی امیه  به رهبری ابوسفیان ، تمام قد در مقابل  نهضت ایستادند و با آنچه در توان داشتند کوشش کردند اجازه ندهند اسلام گسترش پیدا کند. از شکنجه مسلمانان تا به شهادت رساندن آنها و تا محاصره تمام عیارو کامل مسلمانان در شعب ابی طالب، نمونه ای از این اقدامات است. پس از هجرت مسلمانان به مدینه و تشکیل دولت اسلام به رهبری رسول اعظم  حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه  وآله  باز هم این بنی امیه بودند که با راه انداختن جنگهای مکرر از بدر و احد و خندق و همپیمانی با یهودیان و سایر قبایل در جنگهای خبیر و تبوک و حنین و...   و ارتباط با جریان نفوذی در داخل امت اسلام (نفاق) تمام کوشش خود را در براندازی  و نابودی کامل اسلام بکار بردند.

هنگامی پیامبر عزیز در اخرین سالهای عمر مبارکشان مکه را فتح کردند، جناح و حزب اموی ،ادامه مقابله مستقیم با اسلام را مساوی نابودی کامل خود دانست، در نتیجه ادامه حیات خود را در پیوستن به اسلام دانستند  و کوشش کردند ازدرون اسلام را نابود سازند.حزب اموی هیچگاه به اسلام ایمان نیاورد.

این گروه بالاخره در دوران خلافت عثمان مجددا قدرت را بدست آوردند و معاویه به عنوان لیدر بزرگ این حزب بار دیگر و صراحتا اعلام کرد که هدف نهایی ما محو نام محمد (ص ) و اسلام از صفحه زمین است.

بنی عباس هم گروه دیگری بودند که همراه اسلام و سایر مسلمانان بودند و هنگامی که قدرت به بنی امیه رسید با بنی هاشم متحد شدند و بر علیه بنی امیه ، مبارزات خود را ادامه دادند. جمعی از پیروان راستین ولایت نیز به حزب بنی عباس پیوستند و در پاسخ به اعتراض بنی هاشم که اینها امامت و ولایت را قبول ندارند و طرفداری آنها از ولایت وصلحتی است و اکنون برای به قدرت رسیدن به آن نیاز دارند؟! پاسخ می دادند که شما چقدر بدبین هستید! درست است شاید تعدادی از بنی عباس اشتباهاتی داشته اند اما توبه کرده اند و اکنون در خط ولایت هستند؟! هر چه بنی هاشم به این گروه اصرار می کردند که اگر بنی عباس صادقند بیایند و در پناه و رهبری امام معصوم به مبارزات خود ادامه دهند . فریب خوردگان می گفتند اکنون در مقابل ما قدرت بنی امیه است و بیان این سخنان باعث شکستن وحدت می شود و طرف داران واقعی امامت را به تندروی و وحدت شکنی و ... متهم کردند. بنی عباس شعار محوری خود را "یالثارات الحسین" قرار داده بودند و هنگامی که از آنان در مورد حاکم پیشنهادی سوال می کردند جوابشان این بود که " الرضا من آل محمد" حاکمی که مورد رضایت آل محمد باشد.

از آنسو در اثر کوشش های حضرت باقر و صادق علیهما السلام، زمینه تشکیل حکومت علوی فراهم گردید، و شیعیان و طرفداران واقعی خط امامت و ولایت خود را آماده تشکیل حکومت علوی می نمودند.

بنی عباس که پیروزی پیروان راستین پیامبر و علی و طرفداران حقیقی ولایت را نزدیک و قطعی می دیدند، ناگهان حقیقت درون خود را نشان دادند و در یک چرخش 180 درجه ای، بدتر از بنی امیه در مقابل جریان اصیل اسلام ایستادند. آنها پس از پیروزی تمام شعارهای خود را مبنی بر ایمان به ولایت و امامت از یاد بردند و تمام شیعیان و پیروان واقعی ائمه را یا شهید نموده ، یا به زندان افکندند و یا آنها را تبعید کردند.افرادی از معتقدان امامت که به آنها پیوسته بودند یا تغییر عقیده دادند و یا به بدترین وضع شهید شدند و یا به زندان و تبعید گرفتار شدند. تمام ائمه مظلوم شیعه بعد از حضرت سجاد علیه السلام  به دست  حزب بنی عباس به شهادت رسیدند. آنها حتی بدتر از بنی امیه عمل می کردند و امام کاظم علیه اسلام را با عنوان وحدت شکنی و تفرقه بین مسلمین ! ! ! سالها به زندان انداختند. و باز هم این بنی هاشم، پیروان حقیقی اسلام و قران ، امامت و ولایت بودند که مظلومانه در سیاهچالها، یا در تبعید  و یا تحت الحفظ حکومت عباسی بودند و دورانی بر مسلمین گذشت که بسیار شدیدتر و خفقان بارتر از دوران بنی امیه بود.

اینروها مملکت ما حال و هوای انتخابات مجلس شورای اسلامی را دارد. بنظر می رسد که اصلاح طلبان که  دشمنان دین خدا هستند و مجبور شده اند به داخل امت اسلام بیایند یا نابود شده اند یا در حال نابودی کاملند . اما آیا این روزهای ما شباهت با صدر اسلام و جریان بنی امیه، بنی عیاس و بنی هاشم ندارد؟!